دانلود فیلم هزارتوی پن Labyrinth of the Faun 2006

معرفی فیلم هزارتوی پن Labyrinth of the Faun 2006

هزارتوی پان ( اسپانیایی : El laberinto del fauno ، به زبان انگلیسی  : “Labyrinth of the Faun “) یک فیلم فانتزی تاریک در سال 2006 است به نویسندگی، کارگردانی و تولید مشترک گیلرمو دل تورو . ایوانا باکورو ، سرگی لوپز ، ماریبل وردو ، داگ جونز و آریادنا گیل در این فیلم بهاند.

داستان در اسپانیا در تابستان 1944 اتفاق می افتد، پنج سال پس از جنگ داخلی اسپانیا ، در اوایل دوره فرانکویسم . داستان این دنیای واقعی را با دنیایی اسطوره ای در هم می آمیزد که بر روی هزارتویی متروک و متروکه و موجودی اسرارآمیز جانوری که شخصیت اصلی اوفلیا با آنها تعامل دارد، در هم می آمیزد.

ناپدری اوفلیا، کاپیتان فالانژیست ویدال، ماکی های اسپانیایی را که علیه رژیم فرانکوئیست در منطقه مبارزه می کنند، شکار می کند، در حالی که مادر باردار اوفلیا، کارمن، به طور فزاینده ای بیمار می شود. افلیا با چندین موجود عجیب و جادویی ملاقات می کند که در داستان او نقش محوری دارند و او را در آزمایشات باغ هزارتوی قدیمی هدایت می کنند. این فیلم از گریم استفاده می کند،animatronics و اثرات CGI برای زنده کردن موجوداتش.

دل تورو اظهار داشت که او داستان را یک تمثیل می‌داند که متاثر از افسانه‌ها است و به مضامین مرتبط با فیلم قبلی او ستون فقرات شیطان (2001) می‌پردازد و ادامه می‌دهد، که طبق آن هزارتوی پان جانشین معنوی آن است. به دل تورو در تفسیر دی وی دی کارگردانش . عنوان اصلی اسپانیایی به جانوران اساطیر رومی اشاره دارد ، در حالی که عناوین انگلیسی، آلمانی و فرانسوی به طور خاص به خدای یونانی جانوار مانند پان اشاره دارد. . با این حال، دل تورو گفته است که جانور فیلم پان نیست.

هزارتوی پان در 27 مه 2006 در جشنواره فیلم کن نمایش داده شد . این فیلم توسط Warner Bros. Pictures در اسپانیا در 11 اکتبر و در مکزیک در 20 اکتبر اکران شد. هزارتوی پان با استقبال گسترده منتقدان مواجه شد و بسیاری از جلوه های بصری، کارگردانی، فیلمبرداری و اجراها را تحسین کردند.

این فیلم در باکس آفیس جهانی 83 میلیون دلار فروخت و جوایز بین‌المللی متعددی از جمله سه جایزه اسکار ، سه جایزه بافتا از جمله بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان ، جایزه آریل برای بهترین فیلم ، جوایز ساترن برای بهترین فیلم بین‌المللی وبهترین بازی توسط یک بازیگر جوان برای ایوانا باکورو و جایزه هوگو در سال 2007 برای بهترین نمایش دراماتیک، فرم بلند .

رمانی از دل تورو و کورنلیا فونکه در سال 2019 منتشر شد.

داستان فیلم هزارتوی پن

در یک افسانه ، پرنسس موآنا، که پدرش پادشاه عالم اموات است، از دنیای انسان بازدید می کند، جایی که نور خورشید او را کور می کند و حافظه اش را محو می کند. او فانی می شود و در نهایت می میرد. پادشاه بر این باور است که در نهایت، روح او به دنیای اموات باز خواهد گشت، بنابراین هزارتوهایی را در سراسر جهان می سازد که به عنوان دریچه عمل می کنند تا برای بازگشت او آماده شود.

در سال 1944 ، اوفلیا ده ساله به همراه مادر باردار اما بیمار خود، کارمن، برای ملاقات با کاپیتان ویدال، ناپدری جدیدش، سفر می کند. ویدال، پسر یک فرمانده مشهور که در مراکش درگذشت، به شدت به فالانژیسم اعتقاد دارد و به او مأمور شده است تا شورشیان جمهوری خواه را شکار کند.

یک حشره چوبی بزرگ، که افلیا معتقد است یک پری است، اوفلیا را به یک هزارتوی سنگی باستانی هدایت می کند ، اما او توسط مرسدس خانه دار ویدال، که مخفیانه از برادرش پدرو و سایر شورشیان حمایت می کند، متوقف می شود. در آن شب، حشره در اتاق خواب اوفلیا ظاهر می شود، جایی که به یک پری تبدیل می شود و او را در لابیرنت هدایت می کند. در آنجا، او با یک جانور آشنا می شود که معتقد است او همان جانور استتناسخ پرنسس موانا او کتابی را به او می‌دهد و به او می‌گوید که در آن سه کار پیدا می‌کند تا جاودانگی را به دست آورد و به پادشاهی خود بازگردد.

اوفلیا اولین کار را انجام می دهد – بازیابی یک کلید از شکم یک وزغ غول پیکر – اما نگران مادرش می شود که وضعیت او بدتر می شود. جانور به اوفلیا یک ریشه ترنجک می دهد و به او دستور می دهد که آن را زیر تخت کارمن در یک کاسه شیر نگه دارد و مرتباً به آن خون بدهد که به نظر می رسد بیماری کارمن را کاهش دهد.

اوفلیا با همراهی سه راهنمای پری و مجهز به یک تکه گچ جادویی، دومین کار را انجام می‌دهد – بازیابی خنجر از لانه‌ی مرد رنگ پریده، یک هیولای بچه‌خوار. اگرچه به او هشدار داده شد که چیزی در آنجا مصرف نکند، اما دو عدد انگور می خورد و مرد رنگ پریده را بیدار می کند. او دو تا از پری ها را می بلعد و اوفلیا را تعقیب می کند، اما او موفق به فرار می شود. جانور خشمگین از نافرمانی او، از دادن وظیفه سوم به اوفلیا امتناع می ورزد.

در این مدت، افلیا از بی رحمی ویدال در جریان شکار شورشیان آگاه می شود. پس از قتل دو کشاورز محلی که به ظن کاذب کمک به شورشیان بازداشت شده بودند، ویدال یک شورشی اسیر را بازجویی و شکنجه می کند.

او از دکتر فریرو می‌خواهد که به اسیری رسیدگی کند، و سپس فریرو به اصرار خود شورشی او را از مرگ خارج می‌کند. ویدال با درک اینکه فریرو یک همکار شورشی است، او را می کشد. ویدال بعداً اوفلیا را در حال مراقبت از ریشه ترنجخ که به نظر او هذیانی است، می گیرد. کارمن موافقت می کند و ریشه را در آتش می اندازد. او بلافاصله دچار انقباضات دردناک می شود و با تولد پسر ویدال می میرد.

مرسدس که مشخص شد جاسوس است، سعی می کند با اوفلیا فرار کند، اما آنها دستگیر می شوند. افلیا در اتاق خوابش حبس می شود، در حالی که مرسدس را برای بازجویی و شکنجه می برند.

مرسدس خودش را آزاد می کند و ویدال را به طور غیر کشنده ای در جریان فرارش می کوبد تا دوباره به شورشیان بپیوندد. جانور که نظرش را در مورد دادن فرصتی برای انجام وظیفه سوم به اوفلیا تغییر داده است، برمی‌گردد و به او می‌گوید که برادر تازه متولد شده‌اش را برای تکمیل آن به هزارتو بیاورد.

اوفلیا با موفقیت نوزاد را بازیابی می کند و به دخمه پرپیچ و خم فرار می کند. ویدال او را تعقیب می‌کند، زیرا شورشیان به پاسگاه حمله می‌کنند. اوفلیا با جانوران در مرکز هزارتو ملاقات می کند.

حيوان پيشنهاد مي‌كند مقدار كمي از خون نوزاد را بگيريد، زيرا انجام كار سوم و باز كردن درگاه به عالم اموات نياز به خون يك بي‌گناه دارد، اما اوفليا از آزار برادرش امتناع مي‌كند. ویدال او را در حال صحبت با جانوران می یابد که نمی تواند آنها را ببیند.

جانور ترک می کند و ویدال قبل از شلیک به اوفلیا، بچه را از آغوش او می گیرد. ویدال به ورودی هزارتو برمی گردد، جایی که توسط شورشیان از جمله مرسدس و پدرو احاطه شده است. او که می‌دانست کشته می‌شود، نوزاد را به مرسدس می‌سپارد و از پسرش می‌خواهد درباره او بگوید. مرسدس پاسخ می دهد که پسرش حتی نام او را نمی داند. پدرو سپس به ویدال شلیک کرد و کشته شد.

مرسدس وارد دخمه پرپیچ و خم می شود و بی حرکت به اوفلیا در حال مرگ آرامش می دهد. قطرات خون اوفلیا از مرکز پلکان سنگی مارپیچ روی یک محراب می ریزد. اوفلیا، با لباس خوب و آسیبی ندیده، سپس در یک اتاق تخت طلایی ظاهر می شود.

پادشاه عالم اموات به او می گوید که با انتخاب ریختن خون خود به جای خون دیگری، او در آزمون نهایی موفق شد. جانور اوفلیا را به خاطر انتخابش ستایش می کند و یک بار دیگر او را “عالیجناب” خطاب می کند. ملکه عالم اموات، مادرش، از افلیا دعوت می کند تا در کنار پدرش بنشیند و در کنار او حکومت کند. در هزارتوی سنگی، افلیا در حالی که در آغوش مرسدس می میرد، لبخند می زند.

پایان داستان شاهزاده خانم موآنا را کامل می کند و بیان می کند که او به دنیای زیرین بازگشت، قرن ها عاقلانه حکومت کرد و آثار آرامی از زمان خود در قلمرو انسانی به جای گذاشت «فقط برای کسانی که می دانند کجا را ببینند قابل مشاهده است».

بازیگران فیلم هزارتوی پن

  • ایوانا باکورو در نقش اوفلیا / پرنسس موآنا، کودکی که باور می کند او تناسخ یک شاهزاده خانم از دنیای اموات است. دل تورو گفت که از انتخاب نقش اصلی عصبی است و یافتن این بازیگر 10 ساله اسپانیایی کاملا تصادفی بوده است. (فیلم از ژوئن تا اکتبر 2005 فیلمبرداری شد، زمانی که او 11 سال داشت.) “شخصیتی که من نوشتم در ابتدا جوانتر بود، حدود 8 یا 9 سال، و ایوانا وارد شد و او کمی بزرگتر از شخصیت بود، با موهای فرفری که داشت. هرگز تصور نمی‌کردم دختری داشته باشد، اما من اولین خواندن او را دوست داشتم، همسرم گریه می‌کرد و زن دوربین بعد از خواندن اش گریه می‌کرد و می‌دانستم که ایوانا بهترین بازیگری بود که ظاهر شد، اما می‌دانستم که باید تغییر کنم. فیلمنامه متناسب با سن او باشد.” [6]باکورو می گوید که دل تورو کمیک ها و داستان های پریان زیادی برای او فرستاد تا به او کمک کند “بیشتر به فضای اوفلیا و بیشتر به آنچه که احساس می کرد” بپردازد. او می‌گوید که فکر می‌کرد این فیلم «شگفت‌انگیز» است و «در عین حال می‌تواند برای شما درد، اندوه، ترس و شادی به ارمغان بیاورد».
  • سرگی لوپز در نقش کاپیتان ویدال، ناپدری جدید اوفلیا و افسر فالانژ . دل تورو یک سال و نیم قبل از شروع فیلمبرداری با لوپز در بارسلونا ملاقات کرد تا از او بخواهد نقش ویدال را بازی کند. در بخش‌هایی از اسپانیا، لوپز یک بازیگر ملودراماتیک یا کمدی در نظر گرفته می‌شد و تهیه‌کنندگان مادریدی به دل تورو گفتند: «شما باید خیلی مراقب باشید، زیرا از این چیزها نمی‌دانید چون مکزیکی هستید، اما این مرد نیست. قادر به ارائه عملکرد»؛ دل تورو پاسخ داد: “خب، این نیست که من نمی دانم، مهم نیست”. لوپز در مورد شخصیت خود گفت: “او شیطانی ترین شخصیتی است که من تا به حال در دوران حرفه ای خود بازی کرده ام. بهبود آن غیرممکن است؛ شخصیت بسیار محکم و خوب نوشته شده است. ویدال دیوانه است، یک روان پریش غیرممکن است. حتی با وجود اینکه شخصیت پدرش وجود او را نشان می‌داد – و مطمئناً یکی از دلایل اختلال روانی او است – این نمی‌تواند بهانه‌ای باشد. به نظر می‌رسد استفاده از آن برای توجیه یا توضیح اعمال ظالمانه و بزدلانه‌اش بسیار بدبینانه است. من فکر می کنم خیلی خوب است که فیلم هیچ توجیهی برای فاشیسم در نظر نمی گیرد.»
  • ماریبل وردو در نقش مرسدس، خانه دار ویدال. دل تورو وردو را برای ایفای نقش این انقلابی دلسوز انتخاب کرد زیرا “در او غم و اندوهی دید که فکر می کرد برای این نقش عالی است”.
  • داگ جونز در نقش فاون و مرد رنگ پریده. جونز به عنوان فاون، اوفلیا را به دنیای فانتزی هدایت می کند. او در نقش مرد رنگ پریده نقش یک هیولای عجیب و غریب را بازی می کند که اشتهایی برای کودکان دارد. جونز قبلا با دل تورو در فیلم Mimic and Hellboy کار کرده بودو گفت کارگردان به او ایمیلی فرستاده و می گوید: “تو باید در این فیلم حضور داشته باشی. هیچکس جز تو نمی تواند این نقش را بازی کند.” جونز با اشتیاق به ترجمه انگلیسی فیلمنامه پاسخ داد، اما بعد متوجه شد که فیلم به زبان اسپانیایی است که او صحبت نمی کند. جونز می‌گوید که «ترسیده» بود و دل تورو پیشنهاد کرد که متن را به صورت آوایی یاد بگیرد، اما جونز این را رد کرد و ترجیح داد خودش کلمات را یاد بگیرد. او گفت: “من واقعاً، واقعاً خم شدم و خود را متعهد کردم که کلمه به کلمه آن را یاد بگیرم و حتی قبل از اینکه وارد شوم، تلفظ را نیمه درست فهمیدم.” برای تمرین کلمات دل تورو بعداً تصمیم گرفت تا جونز را با صدای پابلو آدان، “یک بازیگر معتبر تئاتر” دوبله کند، اما تلاش جونز همچنان ارزشمند باقی ماند زیرا صداپیشه توانست صدای خود را با حرکات دهان جونز مطابقت دهد. انتخاب دوگانه جونز به این معناست که مرد رنگ پریده (همراه با وزغ) یا مخلوق فاون است، یا خود فاون به شکل دیگری.
  • آریادنا گیل در نقش کارمن / ملکه عالم اموات، مادر اوفلیا و همسر ویدال.
  • الکس آنگولو در نقش دکتر فریرو، یک پزشک در خدمت ویدال، اما یک ضدفرانکویست.
  • مانولو سولو در نقش گارس، یکی از ستوان های ویدال.
  • سزار وئا در نقش سرانو، یکی از ستوان های ویدال.
  • راجر کازاماژور در نقش پدرو، برادر مرسدس و یکی از شورشیان.
  • فدریکو لوپی در نقش پادشاه عالم اموات، پدر اوفلیا.
  • پابلو آدان در نقش راوی / صدای فاون.
Rate this post